عبد الحي حبيبى

917

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

1 / ايمان بالغيب . 2 / جستجوى غيب : يعنى در مشاهدهء مظاهر قدرت ، بيدار ساختن روح جستجو و تحقيق . 3 / شناسايى غيب : و اين وقتى حاصل شود ، كه انسان در اعماق خود تلاش نمايد . 4 / درجهء تحقيق : كه مرتبت بلند عرفان و عدل و احسانست . در مسائل ماوراء الطبيعه صوفيان قديم را دربارهء حقيقت نهايى سه نوع فكر موجود بود : 1 / حقيقت عبارت از ارادهء شعوريست . درين مكتب فكر كه صوفيان قديم بلخى مانند شقيق و ابراهيم ادهم نمايندگان آنند ، حقيقت نهايى را اراده شمارند ، كه كائنات مراتب فعليت محدود آنست . درين مكتب نقطهء نظر توحيدى غالب و هم زياده‌تر سامى است ، و اركان آن در مسائل علمى نه پيچند ، بلكه پارسايى و عدم تعلق با دنيا و محبت عميق خدا را مدنظر دارند ، و زندگى را بر ان استوار سازند ، و بنابرين از تفلسف دورى جويند . 2 / در آغاز قرن نهم ميلادى حضرت معروف كرخى دربارهء تصوف ميگفت كه آن عبارت از تعقل حقائق ربانيست ، و ازين برمىآيد ، كه درين وقت حركتى از ايمان بسوى علم آغاز شده بود . اركان اين مكتب فكر نظريه صدور در تخليق را كه نوفلاطونيان آورده بودند پدرود كردند ، و حقيقت نهائى را در « انعكاس جمال ازلى » شمردند و گفتند كه مقصد تخليق اظهار جمال است ، و عشق هم مخلوق نخستين است كه تحقق جمال بوسيلهء عشق عالمگير مىشود : شاد باش اى عشق خوش سوداى ما * اى طبيب جمله علت‌هاى ما ( مثنوى مولانا بلخى ) از امامان اين مكتب فكر بايزيد بسطامى ( صوفى خراسان ) است كه گاهى در همين عالم عشق ، به تصور « جذب شخصى » مىافتاد ، و فكر وحدت وجود را نشو و نما ميداد ، تا